السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
66
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
با هفت عدد سنگ او را براند تا ناپديد شد . و بعد به « جمره قصوى » و نزديك آمد و شيطان را به او نماياند و او با هفت سنگ وى را براند تا ناپديد شد . » « 1 » * * * خداوند سبحان بدينگونه رمى شيطان از سوى ابراهيم ( ع ) را گرامى داشت و براى زنده نگه داشتن ياد او ، رمى جمرات را بخشى از مناسك حج قرار داد . د - فِداء يا قربانى خداوند سبحان درباره ابراهيم و اسماعيل مىفرمايد : « فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ . فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ . فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ . وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ . قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ . إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ . وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ » : « و او را به پسرى بردبار مژده داديم . و چون به سن رشد رسيد و با پدر كوشيد ، به او گفت : پسرم من در خواب مىبينم كه تو را قربانى مىكنم . بنگر تا چه نظر دارى ؟ گفت : پدر جان ! هر چه بدان مأمورى انجام بده كه - اگر خدا بخواهد - مرا از صابران مىيابى . و چون تسليم شدند و او را به روى در افكند ، ندايش داديم كهاى ابراهيم ! براستى كه آن خواب را تصديق و محقق كردى ، و ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مىدهيم . اين همان بلا و امتحان آشكار است . و او را به ذبح عظيمى فِدا داديم . » . * * * خداوند براى زنده نگه داشتن ياد و خاطره اين قربانى ، يادآورى و بزرگداشت آن را بخشى از مناسك حج قرار داد و حجاج را فرمود تا همواره در
--> ( 1 ) - مسند احمد ، ج 1 ص 306 و نزديك به آن در مسند طياسى ص 127 حديث 2697 . و نيز مراجعه كنيد : معجم البلدان مادّه « كعبه » و تاريخ طبرى و ابناثير در شرح حال ابراهيمع .